<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>هنرهای کاربردی</title>
    <link>https://aaj.semnan.ac.ir/</link>
    <description>هنرهای کاربردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>خوانش بیش‌متنی پوسترهای فرهنگی (مطالعه موردی: پوستر نمایشگاه نقاشی حضور)</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10335.html</link>
      <description>ایجاد ارتباط و ارائه معنا از وظایف اصلی متون تصویری است. در این میان، نظام پوسترهای فرهنگی به جهت سرشت هنری، مخاطبین و رمزگان‌ محدودی را شامل می‌شوند. مؤلفین پوسترهای فرهنگی از روش‌های متنوعی برای استتار معانی در متون خود بهره می‌جویند که این معانی گاه به جهت مسائل فنی و گاه به جهت مسائل زیباشناختی دچار انکسار در خوانش می‌شود. چارچوب نظری بینامتنیت از طریق حرکت میان روابط متون در چارچوبی نظام‌مند، انکشاف و استنتاج معانی را تسهیل می‌کند. بیش‌متنیت ژنتی قابلیت‌های فراوانی را برای کاربست در خوانش‌ و تحلیل متون و هم‌چنین خلق و آفرینش متون در انواع هنرها، به‌خصوص &amp;amp;laquo;هنرهای تجسمی&amp;amp;raquo; در اختیار منتقد- مؤلف قرار می‌دهد. سؤال پژوهش حاضر این است که تبیین روابط بیش‌متنی در پوستر فرهنگی نمایشگاه حضور چه معانی پنهانی از این متون گرافیکی را آشکار می &amp;amp;shy;کند؟ در این راستا، پوستر نمایشگاه حضور از پروژه پوسترهای گالری طراحان آزاد بر اساس الگوی شش مرحله‌ای خوانش بیش‌متنی متون تصویری مبتنی بر نظریه ژرار ژنت، به روش توصیفی- تحلیلی با تکیه ‌بر منابع اسنادی و اینترنتی مورد تحلیل قرار گرفته &amp;amp;shy;است. نتایج پژوهش نشان داد پوستر نمایشگاه حضور در دو سطح رمزگان ساختاری و رمزگان فرایندی حائز معنامندی است. رمزگان ساختاری معنای روبنایی و سطحی را در برمی‌گیرد که حاوی اطلاعات ابتدایی است؛ اما در رمزگان فرایندی، استنتاج معنا از طریق حرکت میان روابط بیش‌متن با پیش‌متن‌ها میسر می‌شود که معانی گوناگونی را شامل می‌شود. همچنین پیکره مطالعاتی از منظر گشتارهای کمی درجات مختلفی از جمله: گشودگی، آرایش و پیرایش شامل می‌شود. از منظر تراگونگی‌های مضمونی نیز، بینانشانه‌ای، ترارسانه‌ای و تراکاربردی، در تحلیل متون متجلی گشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فضا و عدالت اجتماعی: روایتی سینمایی از جدایی گزینی فضایی بر اساس رمزگان پنج گانه رولان بارت (فیلم «انگل» بونگ جون- هو)</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10336.html</link>
      <description>شهرها بیش از پیش به مکانی تبدیل شده&amp;amp;shy; اند که پدیده&amp;amp;shy; های فقر شدید&amp;amp;shy;، آسیب&amp;amp;shy; های اجتماعی و جدایی &amp;amp;shy;گزینی اجتماعی در آن متمرکز شده&amp;amp;shy; است. نابرابری &amp;amp;shy;های اجتماعیِ منعکس‌شده در فرایندهای جدایی&amp;amp;shy; گزینی شهری، موضوع ادبیات رو به رشد در جهان بوده&amp;amp;shy; است. بعد از پدیدارشناسی مدرن هوسرل‌ و با پیوند و همراهی علم با فلسفه از یک‌سو و هنر از سوی دیگر، نمی‌توان از تحلیل تقلیل‌گرایانه جدایی‌گزینی فضایی با رویکرد کمی و اثبات‌گرایانه سخن راند. رجوع به عمل انسان یا بررسی رفتارهای فضایی انسان از تعیین‌کننده‌ترین مقولات در شناخت معاصر فضا است. این درک نوین از فضا و پیوستگی زندگی اجتماعی با نظام ‌زبان‌شناسانه، هنر و ادبیات را هر چه بیشتر با علوم به طور عام و علوم اجتماعی به طور خاص عجین می‌کند. فرض و بینش ما در مقاله بر این اصل استوار بوده که علم و شناخت تعین‌گرای یک پدیده‌ی جغرافیایی نظیر جدایی‌گزینی همواره از دل ارتباط با هنر و فلسفه است. ضرورت بازنمایی جدایی‌گزینی فضایی در بهره‌گیری از شیوه‌ی هنری بدین طریق نمایان می‌شود که کار هنری همواره با امتزاج دو عنصر خودآگاهی/ ناخودآگاهی و همچنین وضع موجود/ وضع ایده‌آل، فهم مسئله را با &amp;amp;laquo;مسئله‌سازی&amp;amp;raquo; گره می‌زند. در این &amp;amp;shy;جا، با هدف بازنمایی مسئله جدایی‌گزینی فضایی، از رویکرد کیفی و روش رمزگان پنج‌گانه رولان بارت بهره می‌گیریم. سؤال مقاله حاضر این‌گونه است که جدایی‌گزینی &amp;amp;shy;شهری در فیلم انگل، تحت کاربست رمزگان رولان بارت، چه بازنمایی &amp;amp;shy;ای دارد؟ درون‌مایه‌ی اصلی این روایت سینمایی از جدایی‌گزینی را می‌توان در فهم شهرها به &amp;amp;shy;عنوان عرصه‌ی وجودی گفتمان/ قدرت دانست. در این&amp;amp;shy; جا با ساخت‌شکنی‌ ‌دوگانه‌های رمزگانی/واقعی، بازنمایی عدالت و مسئله جدایی‌گزینی شهری رنگ‌و‌بوی شناختی پست‌مدرنیستی به خود می‌گیرد و ما را در مواجهه با این پدیدار فعال نگه می‌دارد. وضعیتی که در آن روایت &amp;amp;shy;های گوناگون به گفتگویی می&amp;amp;shy; پردازند که امکان برتری روایتی جز فهم و معنی&amp;amp;shy; سازی کلی آن توسط مردم وجود ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش مدول آجر در شکل‌گیری الگوی حاکم در معماری گنبدخانه‌های دوره سلجوقی در ایران</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10337.html</link>
      <description>معماری ایران در دوره‌های مختلف تاریخی متأثر از عوامل مختلفی است و شناسایی این عوامل در تفکیک خصوصیات معماری هر دوره و شناخت تفکرات غالب جامعه ضروری به نظر می‌رسد. دوره سلجوقیان نیز از این امر مستثنی نبوده و بناهای این دوره دارای شاخصه‌ها و الگوهای منحصربه &amp;amp;shy;فردی هستند. بدیهی است که تناسبات بنا تحت &amp;amp;shy;تأثیر مدول به &amp;amp;shy;کار گرفته شده در استخوان‌بندی و تزیینات بنا قرار می‌گیرد که این وظیفه در گنبدخانه‌های دوره سلجوقیان بر عهده عنصر آجر است. از این &amp;amp;shy;رو، پژوهش حاضر به بررسی نقش آجر و تأثیر آن در فضای گنبدخانه‌های دوره سلجوقی و ارائه یک الگوی حاکم بر آن‌ها از طریق جمع‌آوری اطلاعات اسنادی و پیمایش‌های میدانی با روش توصیفی- تحلیلی می‌پردازد. در این راستا ابتدا مؤلفه‌های تأثیرگذار بر معماری گنبدخانه‌ها از مطالعات پیشین استخراج گردید که غالباً از دو جنبه آرایه و نیارش مورد بررسی قرار گرفته‌اند. در این پژوهش دسته‌ جدیدی، به نام فن ساخت ارائه می‌شود. به منظور دستیابی به یک الگوی حاکم در گنبدخانه‌های دوره سلجوقی از جنبه فن ساخت، ابتدا تعداد 27 گنبدخانه منسوب به دوره سلجوقی شناسایی گردید که بعد از بررسی اصالت آن‌ها، به 14 نمونه محدود گردید. نتایج نشان می‌دهد هر چند این گنبدخانه‌ها دارای تفاوت‌هایی ناشی از عواملی نظیر منطقه جغرافیایی، سیاست‌های محلی و تفکرات معمار سازنده آن‌ها هستند، استفاده از آجر به &amp;amp;shy;عنوان مدول سازنده، الگوها و محدودیت‌هایی در طرح ایجاد می‌کند که موجب ایجاد شباهت‌هایی در ساختار و طرح آن‌ها می‌گردد. ملاحظه می‌شود که فضای غالب گنبدخانه‌های سلجوقی به واسطه وجود نهاز و نخیر و طاق‌نما متقارن هستند. اکثر گوشه‌سازی‌ها به علت قرارگیری بازشوها در گوشه‌های پلان به صورت پتکانه هستند. همچنین برای تعیین مرز هندسی و ساخت عناصر گنبدخانه از آجرهایی به ابعاد کوچک &amp;amp;shy;تر استفاده شده&amp;amp;shy; است تا از الگوهای تحمیلی مدول آجر اجتناب شود. در نهایت، الگوی حاکم این گنبدخانه‌ها در قالب کروکی ارائه شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خاستگاه نقوش در آرایه‌های کاشی‌کاری ایوان‌های صحن آزادی حرم مطهر رضوی</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10141.html</link>
      <description>در بناهای مجموعه حرم مطهر حضرت رضا (ع)، که یکی از بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین مجموعه‌های مذهبی جهان به‌شمار می‌رود، کاشی‌کاری شاخص‌ترین عنصر تزیینی در معماری صحن‌هاست. مسئله تحقیق، ناظر بر نقوش کاشی‌کاری‌ و&amp;amp;nbsp; موقعیت قرارگیری آن‌ها در صحن آزادی حرم رضوی است. هدف این پژوهش، بر مطالعه خاستگاه نقوش و درک رابطه آن با موقعیت قرارگیری در ایوان‌های صحن آزادی حرم رضوی استوار است. این پژوهش که ماهیتی توصیفی- تحلیلی دارد با گردآوری اطلاعات به‌صورت اسنادی و میدانی، در پی یافتن پاسخی برای دو پرسش است. نخست این‌که خاستگاه انواع نقوش تزیینی کاشی‌کاری ایوان‌های صحن آزادی حرم رضوی در دوره‌ قاجار کدام‌اند؟ و پرسش دیگر این‌که این خاستگاه چه ارتباطی با مکان قرارگیری هر یک از نقوش دارد؟ نتایج تحقیق نشان می‌دهند که خاستگاه نقوش کاشی‌کاری‌ ایوان‌های چهارگانه صحن آزادی را می‌توان در سنت، مدرنیته و تلفیق سنت و مدرنیته جستجو کرد. انواع ترکیب‌های هندسی، نقوش پیکره‌ای، گیاهی و گلدان، در دسته نقوش سنتی جای داده می‌شوند. منظره‌نگاری کارت پستالی جزء نقش‌های مدرن؛ نقوش گل‌ومرغ، گل‌فرنگ، درخت و گلدان با طرح گل‌فرنگ و منظره‌نگاری، کاسه‌بشقاب و فرشته در دسته نقوش تلفیقی قرار می‌گیرند. نتایج همچنین نشان می‌دهند که نقوش سنتی بیشترین فراوانی را در تزیین ایوان‌ها دارند. ایوان غربی با توجه به موقعیت ممتاز، عمدتاً از نقوش سنتی بهره برده است. ایوان شرقی، ترکیبی از نقوش سنتی، مدرن و تلفیقی را با رویکردی محافظه‌کارانه‌ نمایش می‌دهد. ایوان شمالی با متنوع‌ترین نقوش تزیینی، بیانگر آزادی عمل بیشتر طراحان در انتخاب و کاربرد نقوش متناسب با تحولات هنری دوره قاجار است؛ در مقابل، ایوان جنوبی عمدتاً به نمایش نقوش سنتی اختصاص یافته&amp;amp;shy; است. به نظر می‌رسد که طراح علاوه &amp;amp;shy;بر توجه به خاستگاه و نوع نقش، تحولات هنری و اجتماعی عصر قاجار را نیز در موقعیت قرارگیری نقوش درنظر داشته &amp;amp;shy;است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل ویژگی های کاربردی و فنی پل بند عضُدی (امیر) بر روی رودخانه کُر</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10367.html</link>
      <description>نمونه &amp;amp;shy;های متعددی از سازه&amp;amp;shy; های تاریخی و کاربردی موسوم به پل&amp;amp;shy; بند، بر رودخانه &amp;amp;shy;های ایران به جای مانده&amp;amp;shy; اند که علاوه بر تسهیل آمد و شد در دو سوی رود، موجب بالا آمدن سطح آب می &amp;amp;shy;شدند و آبیاری مزارع و راه &amp;amp;shy;اندازی آسیاب &amp;amp;shy;ها را ممکن می&amp;amp;shy; کردند. در سال&amp;amp;shy; های اخیر مطالعاتی در مورد این سازه &amp;amp;shy;ها، از جمله پل &amp;amp;shy;بند امیر در استان فارس، به انجام رسیده &amp;amp;shy;است. مسئله این است که اغلب این مطالعات به صورت توصیفی است و به شرح تاریخ، کاربرد، شکل اجزای معماری و مصالح محدود می&amp;amp;shy; شود و در کمتر مواردی به سازِکار مهندسی و درک فنیِ گذشتگان در طراحی و ساخت آن&amp;amp;shy; ها، پرداخته شده &amp;amp;shy;است. بنابراین در پژوهش حاضر تحلیل و تبیین نیروها و تنش&amp;amp;shy; های وارد بر پل بند امیر، به منظور شناخت فنی آن، مورد توجه است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چه عوامل و ویژگی&amp;amp;shy; هایی منجر به پایداری پل &amp;amp;shy;بند تاریخی امیر، طی هزار سال شده&amp;amp;shy; است؟ و این&amp;amp;shy; که ویژگی &amp;amp;shy;های شکلی مقاطع طراحی شده، چه تأثیری بر استحکام این سازه دارد؟ فرضیه این تحقیق بیان می &amp;amp;shy;دارد که ویژگی &amp;amp;shy;های شکلی پل&amp;amp;shy; بند امیر نقش تعیین&amp;amp;shy; کننده&amp;amp;shy; ای بر پایداری آن دارد و طراحی و ساخت این پل &amp;amp;shy;بند بر اساس درک نیروها و رفتار اجزای سازه انجام شده&amp;amp;shy; است. هدف از انجام این پژوهش تبیین نیروهای استاتیکی و دینامیکی وارد بر سازه&amp;amp;shy; ی پل بند امیر و نگاهی نو و کاربردی به ساختمان این گونه آثار مهندسیِ تاریخی است. در این مقاله، مهم &amp;amp;shy;ترین مسائل استاتیکی مؤثر بر پایداری پل&amp;amp;shy; بند امیر مورد بررسی قرار گرفته &amp;amp;shy;است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به انجام رسیده&amp;amp;shy; است و جمع &amp;amp;shy;آوری اطلاعات با دو روش اسنادی و مطالعات میدانی حاصل شده، همچنین تحلیل داده &amp;amp;shy;ها بر اساس مبانیِ علوم مهندسی سازه انجام شده &amp;amp;shy;است. نتایج پژوهش نشان می &amp;amp;shy;دهد که پل&amp;amp;shy; بند امیر طی ده قرن، تحت تنش&amp;amp;shy; های متعدد و تغییرات بی شمار در میزان تنش&amp;amp;shy; ها، پایداری خوبی از خود نشان داده&amp;amp;shy; است. این پایداری نتیجه ملاحظات و تمهیدات هوشمندانه طراح و سازندگان، در شکل و ساختمان آن بوده که بیان &amp;amp;shy;کننده دانش کاربردیِ گذشتگان در مهندسی سازه&amp;amp;shy; های آبی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جستاری بر شناخت مؤلفه های رنگ‌های مکمل در دو نقاشی ابوالحسن غفاری در شخصیت نگاری از رجال عصر ناصری بر اساس رویکرد رنگ‌شناسی</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10135.html</link>
      <description>ابوالحسن غفاری کاشانی یکی از مهم‌ترین هنرمندان نامی دوره قاجار در زمینه نقاشی پیکرنگاری درباری بوده و در نقاشی‌های او علاوه بر ویژگی‌های بدیع و منحصربه‌فرد به شناخت دقیق کامل او در استفاده از رنگ‌های مکمل در تاریخ علمی رنگ نیز پرداخته ‌شده &amp;amp;shy;است. دانش رنگی ایرانی در آثار هنرمندان ایرانی از سبک و ویژگی &amp;amp;shy;های بصری برخوردار بوده که سینه &amp;amp;shy;به &amp;amp;shy;سینه به هنرمندان انتقال یافته و ابوالحسن غفاری نیز امری آگاه از خواص رنگی و نحوه استفاده از مؤلفه&amp;amp;shy; های ساختاری رنگ، کنتراست و تباین هم زمان بوده &amp;amp;shy;است. در آثار او&amp;amp;nbsp; ذائقه رنگی در طبع&amp;amp;shy; شناسی رنگی برای نمایش آثار پیکرنگاری رعایت می&amp;amp;shy; شده و در دو اثر مورد بحث در این پژوهش این نکته مورد توجه ویژه قرار گرفته &amp;amp;shy;است و نوآوری پژوهش حاضر را نشان می&amp;amp;shy; دهد. هدف از پژوهش حاضر مطالعه رنگ‌شناسی سنتی بر مبنای ذائقه رنگی و کنتراست هم‌زمان و استفاده از رنگ‌های طبع گرم و سرد در دو نقاشی پیکرنگاری از او از رجال دوره قاجار است. سؤالات اصلی در این پژوهش به این شرح است: نحوه بازنمایی و استفاده از رنگ‌های مکمل در شخصیت‌پردازی در آثار ابوالحسن غفاری &amp;amp;shy;کاشانی چگونه به&amp;amp;shy; کار رفته &amp;amp;shy;است؟ این پژوهش از نوع کیفی و به روش توصیفی- تحلیلی است و تحلیل آثار بر اساس بررسی اصول رنگ &amp;amp;shy;شناسی سنتی با تمرکز بر رنگ&amp;amp;shy; های مکمل و کنتراست همزمان به‌کار رفته &amp;amp;shy;است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد ابوالحسن غفاری از دانش رنگی بالایی برخوردار بوده و نحوه استفاده از رنگ‌های مکمل را در آثار خود به صورت آگاهانه و کاربردی با تأکید بر کنتراست همزمان به&amp;amp;shy; کار برده&amp;amp;shy; است. در آثار موردبحث در این پژوهش کنتراست هم‌زمان و توجه به طبع &amp;amp;shy;های رنگ گرم و سرد موردتوجه هنرمند در دو اثر از رجال درباری دوره قاجار برای بازنمایی بوده&amp;amp;shy; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی میزان تحقق‌پذیری طرح‌های توسعه شهری با استفاده از روش ارزیابی طرح-فرایند-نتایج (مطالعه موردی: طرح تفصیلی منطقه 10 تهران)</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_8281.html</link>
      <description>ارزیابی در فرایند برنامه‌ریزی شهری گام و مرحله‌ای بسیار مؤثر در میزان تحقق‌پذیری برنامه‌ها می‌باشد. روش‌ های مختلف ارزیابی، در مراحل پیش، حین و پس از اجرا در طرح‌های توسعه شهری مورداستفاده قرار می‌گیرند. علی‌رغم سابقه طولانی تهیه و اجرای طرح‌های توسعه شهری نظیر طرح‌های تفصیلی، ارزیابی میزان تحقق‌پذیری و موفقیت این‌گونه طرح‌ها به‌ندرت انجام‌ شده است. این مسئله درنهایت منجر به شکاف بین برنامه‌ریزی و اجرا می‌گردد. بنابر این، برای نیل به یک برنامه‌ریزی پویا، مستمر، منعطف و مبتنی بر واقعیات، ارزیابی طرح‌های تفصیلی گامی است ضروری که نمی‌توان اهمیت آن را نادیده گرفت. از این ‌رو هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان تحقق‌پذیری طرح‌ تفصیلی 10 تهران با استفاده از روش ارزیابی طرح-فرایند-نتایج، می‌باشد. این روش سه نوع مختلف از ارزیابی طرح، ارزیابی فرآیند و ارزیابی نتایج را ادغام می‌کند و به‌طور عمده در ارزیابی‌های حین اجرا و پس از اجرا مورداستفاده قرار می‌گیرد. معیارهای مورداستفاده در این رویکرد مؤلفه‌هایی چون مشارکت در اجرای طرح، هدایت (جهت توسعه شهری)، تعهد منابع مالی و انسانی (مربوط به حین اجرا)، انسجام درونی و ارتباط (مربوط به قبل از اجرا) می‌باشند که هر یک از این معیارها، به‌منظور سنجش، خود به زیر معیارهای متعددی طبقه‌بندی می‌گردند. نتایج حاصل از ارزیابی طرح تفصیلی منطقه 10 تهران، نشان‌دهنده ضعف طرح در اکثر معیارهای مورد ارزیابی است؛ در این میان، معیار انسجام درونی و زیر معیارهای مرتبط با آن، با امتیاز 0.44 از مجموع یک امتیاز، وضعیت بهتری را نسبت به دیگر معیارها دارا می‌باشند. از سوی دیگر معیار مشارکت در طی اجرای طرح و تعهد منابع مالی و انسانی به ترتیب با امتیازهای 0.052 و 0.087 نامناسب‌ترین وضعیت را دارند که این امر نشان‌دهنده مشکلات شهرداری در خصوص تأمین منابع انسانی و عدم وجود سازمان‌دهی مناسب جهت اجرای طرح و نیز نبود ثبات در بخش درآمد و هزینه‌ها، به‌منظور انجام برنامه‌های اجرایی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکردهای مؤثر در حفاظت از میراث راه‌آهن ایران بر اساس تجارب کشورهای توسعه یافته</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_9051.html</link>
      <description>میراث راه‌آهن سراسری به‌عنوان نماد تاریخ فناوری و توسعه مدرن ایران به دلیل پیچیدگی و تمایز با سایر آثار ثبتی در فهرست میراث جهانی کشور متفاوت است. با توجه به فعالیت و پویایی راه‌آهن و لزوم توسعه در این صنعت بر پایه نیازهای روز و چشم‌اندازهای آینده، برای حفاظت و مدیریت به چارچوبی متمایز و قاعده‌مند نیازمند است. عدم شناخت از مفاهیم، ارزش ها، قوانین و رویکردهای تخصصی در فرایند حفاظت (ثبت، طبقه بندی و اولویت‌بندی مداخله) از جمله چالشهای میراث راه‌آهن در ایران محسوب می شود. ارائه الگویی کاربردی و تعمیم‌پذیر در سطح ملی نقش کلیدی در بهبود شرایط این مقوله میراثی ایفا نموده و به ارتقای جایگاه میراث راه آهن و مقوله میراث صنعتی و مدرن در فضای فرهنگی &amp;amp;ndash;اجتماعی جامعه نقش آفرینی می نماید . هدف این پژوهش بررسی تجارب از خلال اسناد، قوانین، سیاست‌ها و رویکرد کشورهایی بوده که به‌نوعی در احداث راه‌آهن سراسری ایران تأثیرگذار بوده‌اند تا باتوجه‌به یافته‌ها، زمینه دستیابی به سازوکار مدیریتی و ارائه سیستم متناسب برای ارتقای حفاظت و سیاست‌های حمایتی از میراث راه‌آهن کشور فراهم گردد. در این راستا با مطالعه اسنادی به روش کیفی و رویکرد توصیفی- تحلیلی، از تجارب این کشورها، داده‌ها جمع‌آوری‌شده و پس از پیاده‌سازی به شکل استقرایی و تفسیری همراه با واکاوی مقوله‌هایی همچون رویکرد مفهومی، رویکرد مدیریتی، مشارکت اجتماعی و جایگاه ساختار سیاسی در قبال میراث راه‌آهن مورد تحلیل قرار گرفتند که در نتیجه پیشنهاد تلفیق دو شیوه مواجهه کشور انگلستان و ژاپن به عنوان روش های کارآمدتر در قیاس با سایر موارد برای میراث راه‌آهن سراسری ایران توصیه گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پژوهشی در تعدد و تنوع هنرمندان آستان قدس رضوی از آغاز تا پایان دوره پهلوی بر اساس آثار به جای مانده در حرم</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_9423.html</link>
      <description>هنرمندان بسیاری درطول تاریخ سعی‌کرده‌اند تا خلاقیت‌های هنری خود را در قوالب گوناگون هنری، در مکانها و زمانهای خاصی به ظهور رسانده‌ و در پرتو این هنرآفرینی، باورهای دینی و اعتقادی خود را به نمایش بگذارند. حرم مطهر رضوی نیز به عنوان مجموعه‌ای بی‌بدیل از تجمع هنرها به عنوان یک مکان مذهبی، نشان از هنر و ارادت ایرانیان و به ویژه هنرمندان‌مسلمان نسبت به حضرت‌رضا(ع) دارد. هنرمندان پر‌شماری در ادوار مختلف تاریخی، در این مکان مقدس به فعالیت پرداخته و با هنر خود، بناها و آثار هنری مختلفی را خلق نموده و به این شکل سهم بسزایی در افزون‌شدن معنویت، زیبایی و ارتباط انسان با این مکان معنوی داشته‌اند. هدف از انجام این مقاله شناسایی انواع رشته‌های هنری و هنرمندانی است که به نوعی در تزیین و شکل‌گیری هنر و معماری حرم‌‌مطهر-رضوی از ابتدا تا پایان دوره‌پهلوی ایفای نقش نموده‌اند. بنابراین سوالات زیر، حول هدف مقاله سامان یافته است: 1- وضعیت آثار هنری به جای مانده در حرم بر حسب رشته-هنرمند چگونه است؟ 2- بیشینه و کمینه آثار به جای مانده در حرم مطهر، متعلق به کدام دوره تاریخی است؟ روش پژوهش، تحلیل‌محتوای‌کمی است که به دو شیوه مطالعه محتوای اسناد تاریخی و مرتبط با موضوع حرم و همچنین مطالعه آثار به جای مانده از هنرمندان، انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه هنرمندانی است که آثاری از آنها در بازه زمانی مورد مطالعه در حرم برجای مانده‌است. یافته‌های پژوهش از شناسایی160 هنرمند در 18 رشته هنری که در طول تاریخ برای حرم-مطهر به خلق آثار هنری پرداخته‌اند حکایت دارد. رشته هنری خطاطی و کتیبه نویسی بیشترین تعداد هنرمند را به خود اختصاص‌داده، در مقابل رشته‌هنری کاربندی دارای کمترین هنرمند و کمترین اثر به جای مانده‌است. دوره قاجاریه پرکارترین دوره تاریخی به لحاظ خلق آثار هنری در حرم به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبارشناسی، پیشینه و تزیینات رحل در ایران</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10016.html</link>
      <description>رحل، یک شیء چوبی است که برای نگهداری قرآن و احترام به کلام خدا از گذشته تا کنون مورد استفاده بوده است. از این شیء برای ارزشمند کردن کلام خدا بهره برده، در ادوار تاریخی به هنرهای معرق، منبت، خاتم و نقاشی مزین و فرم‌های متنوع به خصوص در پایه‌ها، بر زیبایی آن افزوده است. در تزیینات رحل، انواع نقوش گیاهی، حیوانی، هندسی استفاده شده و برخی نیز به کتیبه آراسته شده‌اند. تمامی نقوش مورد استفاده در تزیینات رحل توسط هنرمندان برگرفته از باورها، اعتقادات و فرهنگ ایرانی بوده است. تبار شناسی رحل و سیر تحول آن هدف نوشتار حاضر است و در پی پاسخ بدین سوال است که پیشینه رحل چیست و وجه تسمیه آن کدام است؟ روش تحقیق از نوع کیفی و به لحاظ هدف، بنیادی بوده، ماهیتی توصیفی _ تحلیلی داشته و جمع‌ آوری اطلاعات به روش اسنادی است. یافته‌ها نشان می‌ دهد با توجه به تلاوت قرآن و آموزش آن در مکتب‌خانه‌ها و کتابخانه‌ها نیاز به شیء سبک و قابل حمل احساس شد. ایرانیان مسلمان این نیاز را با ساخت رحل برطرف کردند که با توجه به تغییر در طرز نشستن برای گرفتن و قرائت قرآن، تا حدی از خستگی گردن و کمر کاسته می‌شد. با گذشت زمان رحل‌ها فرم و نقوش متنوعی پیدا کردند. فرم رحل از روبرو به شکل X و از طرفین به صورت مربع یا مستطیل است. پایه رحل با فرم‌ هایی همچون ترنجی، محرابی، هلال، نیم دایره و با توجه به سلیقه سازنده یا سفارش‌ دهنده به فرم دلخواه درآمده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>میراث فرهنگی ناملموس به مثابه مرجعی برای بازآفرینی اصالت در طراحی محصولات صنعتی ایرانی</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10096.html</link>
      <description>در گذشته، محصولات تولید شده برای زندگی روزمره کاربران، بازتاب‌دهنده ارزش‌های فرهنگی و شیوه‌های زیست فرهنگی جوامع محلی &amp;amp;rlm;بودند. فرم، جنس، نقش‌مایه‌ها و حتی نحوه استفاده از یک محصول، ریشه در زمینه‌های تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی خاص داشت و به &amp;amp;rlm;نوعی، روایت‌گر هویت جمعی و حافظه فرهنگی جامعه به‌شمار می‌آمد. اما، در عصر حاضر در نتیجه جهانی‌سازی و روش‌های تولید انبوه &amp;amp;rlm;محصولات، همگن‌سازی زبان بصری در طراحی فرم و عملکرد محصولات مشاهده می‌شود. یکی از راهکارهای احیای تنوع بصری و هویت &amp;amp;rlm;فرهنگی در طراحی محصولات، بهره‌گیری از میراث فرهنگی ناملموس است. این پژوهش با هدف بررسی اهمیت انتقال ارزش‌های میراث &amp;amp;rlm;فرهنگی ناملموس ایران به طراحی محصولات صنعتی معاصر و تبیین جایگاه طراحی فرهنگ‌محور انجام شده است. با توجه به غنای &amp;amp;rlm;تاریخی و فرهنگی ایران، بررسی این موضوع می‌تواند زمینه‌ای برای ارائه راهکارهای مؤثر در پیوند میان سنت و نوآوری در طراحی صنعتی &amp;amp;rlm;فراهم کند. مطالعه حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و از طریق مرور مفهومی نظام‌مند بر مبنای تحلیل مضمون، به بررسی منابع علمی &amp;amp;rlm;معتبر پرداخته است. یافته‌های مطالعه حاکی از آن است که محصولات مبتنی بر فرهنگ می‌توانند ارزش‌های نهفته در میراث فرهنگی &amp;amp;rlm;ناملموس را به کاربران آن محصول منتقل کنند. از دیگرسو، ادغام فرهنگ به زندگی روزمره کاربران از طریق استفاده از محصول فرهنگ &amp;amp;rlm;محور، بهترین راه برای گسترش یک فرهنگ منحصربه‌فرد است. نتایج پژوهش به این نکته اشاره دارند که در سال‌های اخیر، توجه به انتقال &amp;amp;rlm;ارزش‌ها و ویژگی‌های فرهنگی به طراحی محصولات صنعتی در ایران رو به افزایش بوده است. با این حال، فقدان مدلی نظام‌مند برای &amp;amp;rlm;شناسایی، تفسیر و انتقال این ارزش‌ها به طراحی محصولات ایرانی موضوعی است که برای طراحان این حوزه ایجاد چالش نموده‌است. . &amp;amp;rlm;بنابراین، لازم است رویکردی تفسیری و روشمند به طراحان معرفی گردد که متناسب با زمینه فرهنگی ایرانی کاربران و پاسخ‌گوی فرایند &amp;amp;rlm;طراحی برای طراحان ایرانی باشد.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>«مطالعه آیکونولوژیک «بزم لوطی صالح» در کاشی‌نگاره حیاط کاخ گلستان»</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10136.html</link>
      <description>دوران قاجار را می‌توان آخرین دوره بهره‌گیری از مضامین ادبی و مذهبی برای تزیین سطوح کاشی‌ دانست. بخشی از دیواره جنوب‌غربی کاخ گلستان با مضمون بزم به‌شیوه کاشی هفت‌رنگ تزیین‌ شده است. این صحنه هم‌چون برخی آثار عصر صفوی، در فضایی باز و با حضور نوازندگان و خدمتکاران اجرا شده، با این تفاوت که در گوشه‌ای از آن، صحنه مجازات فردی دیده‌ می‌شود که احتمالاً بازتاب یکی از رویدادهای مهم دوران قاجار است. بزم ریشه در تمدن‌های بین‌النهرینی دارد، در عین‌‌ حال آثار متعددی با این مضمون از دوران ساسانیان تا عصر قاجار، به‌ جا‌ مانده است. اجرای صحنه بزم در کنار مجالس شکار و هم‌چنین قرارگیری آن‌ها در بخشی از کاخ که به میدان ارگ و بازار منتهی می‌شده، نشان‌دهنده آن است که این تصاویر فراتر از یک نقش تزیینی صرف بوده و احتمالاً حامل پیامی نمادین بوده‌اند که نیازمند بررسی است. هدف اصلی پژوهش، علاوه‌ بر معرفی مجلس &amp;amp;laquo;بزم&amp;amp;raquo; در‌ کاشی‌نگاره دیواره جنوبی حیاط کاخ گلستان، تحلیل این اثر بر اساس اسناد و منابع تاریخی به‌ منظور کشف ارزش‌های نمادین پنهان آن است. سوال اصلی پژوهش این است، مجلس &amp;amp;laquo;بزم&amp;amp;raquo; در‌ کاشی‌نگاره دیواره جنوب‌غربی حیاط کاخ گلستان چه ویژگی‌هایی داشته و حامل چه ارزش‌های نمادینی است؟ این پژوهش به روش مطالعه اسنادی و میدانی و براساس رویکرد آیکونولوژی اروین پانوفسکی، در سه مرحله توصیف، تحلیل و تفسیر، خوانشی جدید از مضمون کهن بزم در هنرهای تزیینی عصر قاجار ارائه می‌دهد. یافته‌های پژوهش نشان‌ می‌دهد، مجالس بزم ریشه در فرهنگ و سنت‌های ایران پیش از اسلام داشته و اغلب در کنار صحنه‌های رزم یا شکار اجرا می‌شود. کاشی‌نگاره دیواره جنوب‌غربی کاخ گلستان بر اساس تفسیر آیکونولوژی، روایت‌گر مجلس بزم &amp;amp;laquo;جعفرقلی‌خان قاجار و لوطی صالح&amp;amp;raquo; است که پس از برگزاری، آقامحمدخان قاجار از آن به‌عنوان بهانه‌ای برای مجازات شدید هر دو نفر استفاده‌ کرد. براساس اسناد تاریخی، باتوجه به جایگاه و قدرت جعفرقلی‌خان، مرگ او، نقشی تعیین‌کننده‌ در تثبیت حکومت فتح‌علی‌شاه بر ایران داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فرم و محتوای شمعدان های صفوی موجود در موزه متروپولیتن</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10180.html</link>
      <description>فلزکاری یکی از مهم‌ترین دستاوردهای هنری دوره صفوی بوده است که تغییر مذهب رسمی کشور به مذهب شیعه، تلاش برای ایجاد حکومت ملی، رویکرد شاهان صفوی در راستای گسترش روابط با اروپا و کوچ ارامنه به ایران تأثیرات زیادی بر آثار خلق شده این دوره گذاشته ‌است، به طوری که این اتفاقات بر آثار خلق شده فلزی قابل مشاهده هستند.یکی از مهم‌ترین آثار فلزی این دوره شمعدان‌ها هستند، که از منظر فرم و تزیین از شهرت قابل توجهی در حوزه هنرهای اسلامی برخوردارند. شمعدان‌های این دوره غالباً به شکل استوانه با پایه عریض و لبه بالایی دارای انحنا به سمت خارج بودند که هیچ شباهتی با شمعدان‌های دوره‌های قبل ندارند. این شمعدان‌های استوانه‌ای شکل از آلیاژ برنج ساخته شده بودند و نقوش متفاوتی با نقوش رایج بر شمعدان‌های پیشین داشتند. پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از : این شمعدان‌ها دارای چه شاخصه‌های فرمی، تزیینی و محتوایی هستند؟ هدف این پژوهش، معرفی، بررسی و تحلیل فرمی و محتوایی 5 شمعدان صفوی محفوظ در موزه متروپولیتن از منظر زیباشناختی است. تحقیق پیش رو از منظر هدف، کاربردی و از منظر روش تحقیق، از نوع توصیفی-تحلیلی است. شیوه گردآوری اطلاعات نیز به‌صورت اسنادی و جست وجو در موزه متروپولیتن است که 5 نمونه به صورت انتخابیِ هدفمند گزینش شده‌اند و مورد بررسی قرار گرفته اند. تجزیه و تحلیل داده ها به روش کیفی انجام شده‌است.نتایج نشان می‌دهد مضامین تزیینی از نوع کتیبه نگاری اشعار فارسی به همراه نقوش گیاهی که در یک مورد از نقوش حیوانی شیر، پلنگ، روباه، بز کوهی و خرگوش بهره جسته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری پیشران‌ها و عدم‌قطعیت‌های راهبردی آینده موسیقی ایران در افق ۱۴۱۴</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10359.html</link>
      <description>تحولات فرهنگی، اجتماعی و فناورانه دهه‌های اخیر، آینده موسیقی ایران را با پیچیدگی‌ها و عدم‌قطعیت‌های روزافزونی مواجه کرده است. این تغییرات، بسیاری از مفاهیم و فرضیات سنتی در مورد مخاطب، محتوا، سبک و ساختار موسیقی را به چالش کشیده‌اند. سیاست‌گذاران و فعالان فرهنگی با چالش‌های جدیدی مواجه‌اند که می‌تواند به‌طور قابل توجهی جهت‌گیری‌ها و الگوهای موجود را تغییر دهد. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل پیشران‌ها و عدم‌قطعیت‌های راهبردی مؤثر بر آینده موسیقی ایران در افق ۱۴۱۴ است. این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل ساختاری انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و مصاحبه‌های عمیق با خبرگان جمع‌آوری شده‌اند. جامعه آماری شامل متخصصان آینده‌پژوهی، پژوهشگران موسیقی، جامعه‌شناسان فرهنگ و فعالان باسابقه موسیقی بوده است. در این پژوهش، ۱۵ عامل کلیدی مؤثر بر آینده موسیقی ایران شناسایی شد که با استفاده از ماتریس اثرات متقابل و نرم‌افزار میک‌مک تحلیل شدند. نتایج نشان داد پنج پیشران کلیدی عبارت‌اند از: گسترش فناوری‌های ارتباطی آنلاین و توزیع دیجیتال، رویکرد نهادهای رسمی سیاست‌گذار در حوزه موسیقی، نوآوری در تولید و عرضه محتواهای موسیقی، شفافیت و کارایی فرآیندهای اقتصادی و تغییر ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی. همچنین، عدم‌قطعیت‌های استراتژیک شامل تغییرات در سیاست‌های دولتی، تحولات تکنولوژیکی مانند هوش مصنوعی و واقعیت مجازی، تغییرات در ترجیحات فرهنگی نسل‌های آینده و تهدیدات اقتصادی ناشی از تغییرات جهانی شناسایی شدند. این پژوهش به درک بهتر از چالش‌های پیش‌رو و همچنین پیش‌بینی مسیرهای احتمالی آینده موسیقی ایران کمک می‌کند. نتایج حاصل از این مطالعه می‌تواند به عنوان مبنای تصمیم‌گیری برای سیاست‌گذاران و دست‌اندرکاران موسیقی در راستای مواجهه با تحولات و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت در این حوزه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی فرم پوشاک سنتی بانوان اقوام بختیاری و قشقایی</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10360.html</link>
      <description>پیشینه اهمیت پوشاک به شکل‌گیری اجتماعات بشری بازمی‌گردد. زمانی که افراد برای حفاظت از خود به پوشیدن لباس گرایش پیدا کردند، به دلیل بافت و ساختار اجتماعی، فرهنگی و موقعیت جغرافیایی، فرم پوشش در بین اقوام و از جمله اقوام بختیاری و قشقایی دچار تغییر و تحولاتی شد. یکی از راه‌های دستیابی به توسعه فرهنگی در دنیای معاصر، توجه به هویت ملی و قومیتی در طراحی و خلق آثار است. در این میان، پوشش افراد هر جامعه یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های مرتبط با هویت است. هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه‌های فرم پوشاک سنتی بانوان بختیاری و سپس تطبیق آن با ویژگی‌های فرم پوشاک سنتی بانوان قشقایی، جهت دستیابی به وجوه اشتراک و افتراق آن‌ها و در نهایت، توسعه دانش نظری در خصوص پوشاک سنتی اقوام ایرانی است. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از: وجوه تشابه و تفاوت در فرم پوشاک سنتی بانوان بختیاری و قشقایی کدام‌اند؟ روش پژوهش، تطبیقی از مجموعه روش‌های کیفی و با ترتیب ساختاری متن به متن است. جمع‌آوری اطلاعات به روش اسنادی و میدانی بوده و جامعه پژوهش شامل تمام اسناد متنی و تصویری است که موضوع پژوهش را پوشش می‌دهند. نمونه‌گیری از این اسناد به صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات ادامه یافته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که فرم پوشاک بانوان اقوام بختیاری و قشقایی در بخش سرپوش‌ها از لحاظ فرم اجزای سرپوش با هم متفاوت و در بخش تن‌پوش‌ها و پاپوش‌ها از یک فرم و یک الگوی مشابه و منطبق بر هم تبعیت می‌کنند. این ویژگی‌ها نشان‌دهنده تعاملات و تبادلات عمیق فرهنگی در یک حوزه جغرافیایی مشترک بین این دو قوم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ساختارشناسانه مجموعه درب‌های چوبی موزه حضرت معصومه (س)</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10361.html</link>
      <description>آثار هنری موزه حضرت معصومه(س) بیانگر تاریخ و نبوغ هنرمندان ایرانی&amp;amp;ndash; اسلامی در رشته‌های مختلف هستند. مجموعه درهای چوبی این موزه شامل دو اثر از دوره صفوی، شش اثر از دوره قاجار و یک صندوق‌قبر صفوی است که با تکنیک‌هایی مانند منبت، خاتم، جووک، گره‌چینی، معرق و کنده‌کاری تزیین شده‌اند. نقوش این آثار عمدتاً برگرفته از طرح‌های ایرانی&amp;amp;ndash; اسلامی می‌باشند. ضرورت از انجام این تحقیق معرفی در&amp;amp;shy;های موجود در موزه آستانه قم بوده و نگارندگان لازم دانسته &amp;amp;shy;اند تا به بررسی تخصصی درهای موجود در موزه آستانه قم از منظر ساختاری فرم، تکنیک و نقوش تزیینی بپردازند. آثاری که بخشی ارزشمند از هنرهای چوبی- مذهبی ایران را در دوره‌های مختلف تاریخی بازنمایی می‌کنند. هدف این تحقیق، معرفی این درها و تحلیل شیوه‌های ساخت و تزیین آن‌ها، شامل تکنیک‌های اجرایی و دسته‌بندی نقوش به‌کار رفته، می‌باشد. سؤال اصلی پژوهش این است که اساس طراحی و به‌کارگیری نقوش و تکنیک‌های استفاده ‌شده بر روی درهای موزه حضرت معصومه(س) چه بوده است. این پژوهش به‌لحاظ ماهیت، بنیادی و از نوع توصیفی‌-‌ تحلیلی است. اطلاعات از طریق مطالعات اسنادی و مشاهدات میدانی گردآوری شده است. نتایج نشان می‌دهد که تکنیک خاتم، به‌ویژه پس از دوره صفویه، یکی از رایج‌ترین شیوه‌های تزیینی بر درهای آرامگاه‌ها و زیارتگاه‌ها بوده است. تکنیک‌های منبت و کنده‌کاری که سابقه‌ای کهن در هنر چوب ایران دارند، در این آثار حضوری پررنگ دارند. از نظر نقش‌پردازی نیز نقوش هندسی پایه اصلی طراحی را تشکیل داده و پس از آن، نقوش کتیبه‌ای با محتوای دینی و مذهبی سهم عمده‌ای را به خود اختصاص داده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل محتوایی نقش‌مایه آل باوری در دستبافته‌های عشایر بختیاری (با رویکرد انسان شناسی هنر هووارد مورفی)</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10413.html</link>
      <description>باور به موجودات ماورایی و استفاده از طلسم‌های محافظتی در فرهنگ‌های سنتی، به‌ویژه در میان عشایر، از دیرباز نقش مهمی در مدیریت ترس‌ها و تهدیدات داشته است. در این میان، نقشمایه &amp;amp;laquo;آل‌باوری&amp;amp;raquo; در دست‌بافته‌های عشایر بختیاری به‌عنوان نمادی اعتقادی برای دفع موجود اساطیری &amp;amp;laquo;آل&amp;amp;raquo; و تهدیدی برای زنان زائو و نوزادان، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. با این حال، پرسش اصلی این است که این نقشمایه چگونه در بستر انسان‌شناسی هنر، کارکردی فراتر از تزیین داشته و چه ارتباطی با نمادهای کهن ایرانی دارد؟ این پژوهش با هدف تحلیل کارکرد اعتقادی نقشمایه آل‌باوری در دست‌بافته‌های بختیاری و ریشه‌یابی تاریخی آن و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی جایگاه این نقش در نظام فرهنگی و اجتماعی عشایر با رویکرد هووارد مورفی که هنر را کنشی اجتماعی برای بازتولید هویت فرهنگی و معنوی می‌داند، می‌پردازد. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی، مشاهدات میدانی، و 10 نمونه دست‌بافته (شامل زیرانداز، نمکدان، مفرش و خورجین) گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که نقشمایه آل‌باوری، به‌صورت مثلث‌های تک‌شاخ یا دوشاخ، نه‌تنها طلسمی محافظتی در برابر &amp;amp;laquo;آل&amp;amp;raquo; است، بلکه بخشی از فرهنگ غیرمادی بختیاری‌ها را تشکیل می‌دهد. این نقش در کنار آیین‌هایی بومی مانند استفاده از چاقوی آهنی، ترسیم خط مریم، قرار دادن سیر یا پیاز، پنجه یا موی گرگ در اتاق و بهره‌گیری از دست‌بافته‌های مزین به این نقش‌مایه، امنیت روانی و جسمانی را برای زائوها فراهم می‌کند. از منظر تاریخی، این نقشمایه با نمادهای باروری در هنر ایلامی مرتبط و تحول آن به طلسم محافظتی، نشان‌دهنده انطباق فرهنگی بختیاری‌ها با نیازهای زندگی عشایری است. زنان بافنده با خلق این نقش، نه‌تنها به حفظ هویت قومی کمک می‌کنند، بلکه به‌عنوان کنشگران فرهنگی و اجتماعی، دانش معنوی را به نسل‌های بعد منتقل می‌سازند. این پژوهش بر ضرورت حفظ این دست‌بافته‌ها به‌عنوان میراث فرهنگی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی امید در عکس‌های جنگ دوازده روزه ایران- اسرائیل؛ تحلیلی بر اساس نظریه اتوپیای ارنست بلوخ</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10414.html</link>
      <description>جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل، به‌عنوان یک رخداد مهم و کوتاه مدت، اما پر شدت در تاریخ معاصر، پیامدهای گسترده بر ساختار اجتماعی، روانی و فرهنگی مردم ایران گذاشت. ویرانه‌های به‌جا مانده از این نبرد نه‌تنها بازتاب مادی، بلکه معنوی نیز به‌همراه داشت. در بین این فضاهای ویران، تصاویر ثبت شده توسط عکاسان خبری و مستند، لایه‌های تجربه انسانی از مرگ و فقدان و ناامیدی را آشکار می‌کنند. شاید به‌راحتی نتوان تصور کرد که چنین عکس‌هایی امید را بازنمایی کنند. ارنست بلوخ فیلسوف آلمانی، با مفهوم اتوپیا و ایده اصل امید باور دارد، تاریک ترین لحظات تاریخ با جرقه‌هایی از آینده‌ای بهتر در آگاهی و تخیل انسان باقی می‌گذارد. این جرقه‌ها رؤیاپردازی نیستند و می‌توانند نیروهای بالفعل برای تغییر باشند. عکس‌های ویرانه‌های جنگ به‌مثابه اتوپیا می‌توانند حامل نشانه‌های امید چون جبهه، نووم و ماده، فعال و جهت‌دار باشند و اسناد بصری‌ای را به وجود آورند که در امکان و نه هنوز درک شوند و به‌سوی غایتی بروند که فرش آن را می‌بافد. فرش، اتوپیایی را در ذهن با ترکیب بیان و فرم می‌سازد که حاصل یکی‌شدن ناهماهنگی‌ها و تضادهایی است که ویران خوانده می‌شود و می‌تواند واقعیت را تحقق ‌بخشد. اهمیت این پژوهش بر آن است که با نگاهی فراتر از روایت خشونت و فقدان، بُعدی از تجربه انسانی را آشکار کند که می‌تواند به‌فهم پیچیدگی‌های روانی- فرهنگی جوامع پس از جنگ کمک کند و به این نتیجه می‌رسد در بستر ویرانه‌ها، نشانه‌های امید و بازسازی در سطح بصری و روایی وجود دارد که به‌مثابه ابزاری برای تخیل اجتماعی و برانگیختن آگاهی جمعی عمل می کند و می‌تواند افق‌های جدیدی برای کارکرد هنری و اجتماعی عکاسی بگشاید و در تاریک ترین لحظات، بازنمایی امیدبخشی از واقعیت تجربه انسانی باشد. بدین منظور، داده‌های نظری پژوهش از طریق مطالعه اسنادی و جست‌وجوی اینترنتی گردآوری و به‌همراه عکس‌های انتخاب شده از رسانه‌های مختلف توصیف و تحلیل شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقشمایه‌ها و نبشته‌های پهلوی گل مهر‌های ساسانی گنجینه موزه ملی ایران</title>
      <link>https://aaj.semnan.ac.ir/article_10499.html</link>
      <description>گل‌مهرهای ساسانی یا برچسب‌های گلی مهر شده داده‌هایی هستند که به نامه‌ها یا بسته‌های اداری و بازرگانی پیوست‌ می‌شدند. در این داده‌ها به نام، نشان و رسته کسانی که با گل‌مهرها سر و کار داشتند مانند بازرگانان، کارمندان، مدیران و بسیاری دیگر از جامعه ساسانی برمی‌خوریم. افزون بر این ستایش‌ها، نیایش‌های پهلوی، نمادهای هندسی و دیگر پدیده‌های فرهنگی دوره ساسانی مانند &amp;amp;zwj;&amp;amp;zwj;&amp;amp;zwj;&amp;amp;zwj;آرایه‌های جانوری و انسانی یا نمادهای دیگر آیین‌ها و مفاهیم معمول آن دوران بر گل مهرها به چشم می‌خورند و روی هم رفته می‌توان گفت پیام‌های آیینی و اسطوره‌ای در آرایه‌ها و نوشته‌های آنها بارزتر از دیگر مفاهیم است مانند برخی آرایه‌های انسانی و بیشتر گونه‌های جانوری در کنار نمادهای آسمانی که بیش از هرچیز یادآور بزرگداشت آنها در فرهنگ دیرپا و پویای ایرانی و سپنتایی آیین مزدیسنا است نه بیش از آن. نگاشته‌های گل‌مهرها نیز با دو نویسه پهلوی کتیبه‌ای و پیوسته یا شکسته است که از دبیره های پرکاربرد آن دوران بوده است. در این نبشته‌ها از نام‌ها و پایگاه‌های شناخته شده اداری این دوره نام برده شده است که با همه سادگی بیانگر ساختار اجتماعی سامان یافته‌ای هستند. با این همه آنچه در این پژوهش آمده رتبه‌های نامبرده شده در گل‌مهرها‌، گوناگونی نام و آرایه افراد، درستی یا نادرستی انتساب نمادها بویژه مونوگرام‌ها، نیم‌تنه‌های انسانی و گونه‌های جانوری به روحانیون در شماری از 50 گل‌مهر بدون شناسنامه باستان‌شناسی گنجینه موزه ملی است. با آنکه بسیاری از این گل‌مهرها فرسوده و آسیب دیده‌اند خوانش آرایه‌ها، نمادها و نبشته‌های پهلوی آنها در بازسازی بافت اجتماعی و هنری پادشاهی ساسانی کمک شایانی به ما خواهند کرد که برای دستیابی به این مهم از روش مطالعات استنادی و مستندنگاری این داده‌ها به همراه خوانش دشوار نبشته‌های پهلوی گل‌مهرهای ساسانی بهره بردیم.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
